غزل شمارهٔ ۱۳۵۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چشم عالم روشن است از نور او
ناظر او نیست جز منظور او
او ظهوری کرد و ما پیدا شدیم
غیر او خود نیست این مشهور او
در ولایت ما حکومت می کنیم
حاکمیم از حکم در منشور او
ای که گوئی خواجه دستوری خوشست
من ندانم غیر او دستور او
آفتابی می کند پنهان به ابر
لاجرم پیدا بود مستور او
در دل ما عشق جانان جان ماست
جنت اعلی تو را و حور او
نعمت الله نور چشم عالم است
روشنست از دیدهٔ ما نور او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف نور و حضور خداوند میپردازد. شاعر اشاره میکند که چشم عالم از نور خداوند روشن است و هیچکس نمیتواند او را نادیده بگیرد. او یک ظهور داشته که سبب پیدایش ما شده و غیر از او چیزی وجود ندارد. در این ولایت و حکومت الهی، ما میتوانیم با قدرت خداوند زندگی کنیم. همچنین، شاعر به عشق الهی در دلها اشاره میکند و این عشق را به عنوان جنت و نعمت خدا معرفی میکند. در نهایت، نور خداوند باعث روشنایی دنیا است و دلهای ما را نورانی میکند.