نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۴۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

آینهٔ جمال او نیست به جز جلال او

نیست به جز جلال او آینهٔ جمال او

مست می زلال او جان منست روز و شب

جان منست روز و شب مست می زلال او

صورت بی مثال او داده مثال خود مرا

داده مثال خود مرا صورت بی مثال او

دیده ام آن جمال او در همه حسن دلبران

در همه حسن دلبران دیده ام آن جمال او

نقش خیال خال او نور سواد چشم ما

نور سواد چشم ما نقش خیال خال او

عاشق ذوق حال او طالب ذوق حال ما

طالب ذوق و حال ما عاشق ذوق حال او

نقش خوش خیال او بسته خیال در نظر

بسته خیال در نظر نقش خوش خیال او

در حرم وصال او محرم نعمت اللهم

محرم نعمت اللهم در حرم وصال او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره جمال و جلال خداوند است. شاعر اظهار می‌کند که جمال خداوند تنها در جلال او تجلی می‌یابد و این زیبایی همواره در دل و جان او جاری است. او به زیبایی‌های دیگران اشاره می‌کند و می‌گوید که جمال الهی را در همه حسن‌ها مشاهده کرده است. خیال و عشق به خداوند و زیبایی‌های او در دل و نظر او نقش بسته و در حرم وصال با او از نعمت‌های عظیم بهره‌مند می‌شود. در واقع، این شعر نشان‌دهنده عشق و اشتیاق عمیق شاعر به خداوند و زیبایی‌های اوست.