نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۴۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نوای عالمی بخشی اگر یابی نوای او

همه بر رای تو باشد اگر باشی برای او

مقام سروری جوئی سر کویش غنیمت دان

بهشت جاودان خواهی در خلوتسرای او

به جانان جان سپار ای دل که کار عاشقان اینست

هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای او

بیا و دُردی دردش به شادی روی ما درکش

که خوش دردیست درد دل که آن باشد دوای او

گدای حضرت او شو که شاه عالمی گردی

همه باشد گدای تو اگر باشی گدای او

اگرچه مختصر باشد به نزد او همه عالم

فقیرانه فدا گردم ، فدای که ، فدای او

چو بنده هر که فانی شد حیات جاودانی یافت

همیشه زنده خواهد بود سید از بقای او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و ارادت به خداوند و اهمیت فدای خود برای اوست. شاعر می‌گوید که اگر انسان به جستجوی مقام و سروری باشد، باید آن را در نزدیکی خدا و در عشق به او جستجو کند. او به مخاطب می‌گوید که برای دستیابی به بهشت جاودان، باید همه چیز را فدای عشق خدا کند و به هوای خود توجه نکند. نهایتاً، شاعر به این نتیجه می‌رسد که هر کسی که برای خداوند فانی شود، حیات ابدی و جاودانی خواهد یافت.