نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۵۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

بستیم کمر به خدمت او

رفتیم روان به حضرت او

چیزی که تو را به او رساند

آن نیست به جز محبت او

عالم چو وجود یافت از وی

مرحوم بود به رحمت او

منعم چو به نعمت خدائی

منعم باشی به نعمت او

هر بندهٔ صادقی که بینی

جان داده برای خدمت او

او داده به ما هر آنچه داریم

داریم هزار منت او

مائیم و حضور نعمت الله

خوشوقت به یمن همت او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید و محبت نسبت به خداوند اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که تمام نعمت‌ها و رسیدن به کمالات انسانی تنها از طریق محبت و رحمت الهی امکان‌پذیر است. او به وجود عالم به واسطه خدا اشاره کرده و هر بنده‌ای که در خدمت اوست را بزرگ می‌داند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که تمام داشته‌های ما به لطف و نعمت‌های خداوند است و ما باید شکرگزار این نعمت‌ها باشیم.