غزل شمارهٔ ۱۳۵۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شاهبازی چو نعمت الله کو
دلنوازی چو نعمت الله کو
دل خلقی تمام غارت کرد
ترکتازی چو نعمت الله کو
در همه بارگاه محمودی
یک ایازی چو نعمت الله کو
ساز عالم به ذوق خوش بنواخت
کارسازی چو نعمت الله کو
در همه کائنات گردیدیم
پاکبازی چو نعمت الله کو
رند سرمست نو نیاز بسیست
نو نیازی چو نعمت الله کو
سر نهاده به پای سید خود
سرفرازی چو نعمت الله کو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید و ستایش شخصیت نعمت الله پرداخته و ویژگیهای او را توصیف میکند. شاعر او را نماد عشق، دلنوازی، و قدرت توانا میداند که در دلها جا دارد و به سرنوشت دیگران کمک میکند. نعمت الله به عنوان یک شخص خاص و بینظیر در میان دیگران توصیف میشود و تأثیرگذاری او در جامعه و عالم به زیبایی بیان میشود. همچنین، جنبهای از نوآوری و سرمستی نیز در او وجود دارد که نشاندهنده عمق احساسات انسانی است.