غزل شمارهٔ ۱۳۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زمین جسم است و جانت آسمان است
که جانان کارساز این و آن است
تو پاکی ، صورت خاکی رها کن
که خلوت خانه ات در ملک جان است
سرای صورت تو در بهشت است
مکان معنیت در لامکان است
در آ مستانه در کوی خرابات
که هشیاری خلاف عاشقان است
چو رندان دُرد درد عشق می نوش
که دُرد درد او صاف روان است
دلم چون غنچه در خلوت مقیم است
اگر چه بلبل هر گلستان است
کناری کرد سید از دو عالم
و لیکن نعمتالله در میان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، زمین به عنوان جسم و آسمان به عنوان روح انسان معرفی شده است. شاعر به پاکسازی از دنیای مادی توصیه میکند و میگوید که اصل وجود انسان در عالم معنویت است. او به بهشت و مکانهای معنوی اشاره میکند و به عشق و درد عشق میپردازد. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که با وجود جدایی از دو جهان، لطف و نعمت خداوند در میان است.