غزل شمارهٔ ۱۳۶۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دو سخن می شنو یکی می گو
سخن او بگو ولی با او
سخن یار اگر چه بسیار است
بشنو از دوستان سخن کم گو
قدمی نه به بحر ما با ما
عین ما را به عین ما می جو
تو چنین غافل و به خود مشغول
لحظه ای نیست حضرتش بی تو
باش یکتا و از دوئی بگذر
با دو رو کی یکی شود یک رو
در خم می نشین و غسلی کن
خرقهٔ خود به جام می می شو
نعمت الله مدام می گوید
وحده لا اله الا هو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان اهمیت توجه به سخنان مشاوران و دوستان میپردازد. شاعر توصیه میکند که به جای اکتفا به سخنانی که از دیگران میشنویم، باید با دقت به سخنان یار گوش دهیم و از دوگانگی و جدایی بپرهیزیم. همچنین تاکید میکند که انسان باید از خودغفلت خارج شود و در جستجوی حقیقت و اتحاد باشد. در نهایت، شاعر با اشاره به «وحده لا اله الا هو» به یگانگی و وحدت خداوند اشاره میکند.