نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۶۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تا قیامت ترک جام می مگو

همدمی خوشتر ز جام می مجو

ساقیا در دور جام می در آ

خرقهٔ سالوس رندان را بشو

جان ما آئینهٔ جانان ماست

جان جانان خوش نشسته روبرو

واعظ ار منعت کند ازعاشقی

وعظ بی حاصل بگو دیگر مگو

یک نفس بی عشق و جام می مباش

گر نه ای همصحبت خواجه ولو

بسته ام نقش خیال او به چشم

هر چه آید در نظر بیند به او

نعمت الله در همه عالم یکی است

گر نه ای احول مبین آن یک به دو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از لذت عشق و باده‌نوشی سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که نباید از نوشیدن می و عشق دست کشید. او از ساقی می‌خواهد که در دور جام می حاضر شود و بر آنکه خود را در ظواهر مذهبی اسیر نکند، تأکید دارد. شاعر بیان می‌کند که عشق و وصال جانان، منبع خوشبختی است و اگر واعظی انسان را از عشق منع کند، نباید به سخنان او توجه کرد. در پایان، شاعر می‌گوید که همه چیز در این دنیا یک حقیقت است و نمی‌توان به جز آن یک حقیقت را مشاهده کرد.