غزل شمارهٔ ۱۳۶۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
شد روان آب حیات ما به جو
عین ما می جو از این دریا و جو
آب را می نوش از جام حباب
تشنهٔ آب خوشی از ما بجو
عشق سرمستست در کوی مغان
می رود دل در پی او کو به کو
بشنو و از خود سخن دیگر مگو
هرچه گوید او بگو آنرا بگو
چشم ما روشن به نور روی اوست
لاجرم بینیم ما او را به او
موج دریائیم و دریا عین ما
خوش همی گردیم دائم سو به سو
در چنین آئینهٔ گیتی نما
سید و بنده نشسته روبرو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و ارتباط روحانی پرداخته است. شاعر از طریق اصطلاحاتی مانند «آب حیات»، «عشق سرمست» و «چشم ما به نور روی اوست»، حالتی از شوق و عطش برای وصل به معشوق را به تصویر میکشد. او به جستجوی عشق و یافتن آن در هر کوی و برزنی اشاره میکند و بر اهمیت شنیدن کلمات عاشقانه تأکید میکند. در آخر، شاعر به وحدت و همسویی میان وجود خود و معشوق اشاره میکند، تا جایی که هر دو به یکدیگر پیوند دارند و در آینه زندگی به تماشا نشستهاند.