نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۷۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ذوق سرمستان ز مخموران مجو

حال مستان پیش مخموران مگو

آینه بردار و خود را می نگر

تا ببینی جان و جانان روبرو

در ظهور است این دوئی او و ما

او به ما پیدا و ما قائم به او

هر که چشمش غیر نور او ندید

هر چه آید در نظر بیند نکو

می یکی و ساغر می صد هزار

گاه در خم است گاهی در سبو

آن یکی در هر یکی خوش می نگر

تا ببینی جان و جانان روبرو

نعمت الله راز مخموران مپرس

میر رندان را ز سرمستان بجو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی حال و هوای مستان و مخموران می‌پردازد. شاعر به ما می‌گوید که در دنیا نباید فقط به ظاهر چیزها توجه کرد، بلکه باید به درون خود نگاه کنیم و حقیقت را پیدا کنیم. او اشاره می‌کند که وجود خدا و انسان در هم تنیده است و هرکسی که نتواند وجود نور الهی را درک کند، واقعیات دیگر را نیز به درستی نخواهد دید. در نهایت، شاعر توصیه می‌کند که از رازهای مخموران و حال سرمستان نپرسیم و به جستجوی حقیقت درون خود بپردازیم.