غزل شمارهٔ ۱۳۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
هر قطرهای از این بحر دریای بیکران است
در چشم ما نظر کن بنگر که عین آن است
هر آینه که بینی تمثال او نماید
آئینه این چنین بود تمثال آن چنان است
زنده دلان عالم دارند حیاتی از وی
عالم تن است و او جان ، جان در بدن روان است
ما دیدهای که دیدیم روشن به نور او بود
بنگر که نور رویش بر چشم ما عیان است
در گوشهٔ خرابات بزم خوشی است ما را
بزمی چگونه بزمی فردوس جاودان است
معنی صورت او در این و آن نماید
دریاب کان معانی برتر از این بیان است
منشور نعمتالله بگرفت جمله عالم
توقیع آل سید بر حکم او نشان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عمق معنای الهی اشاره دارد. هر قطره از دریا به عظمت و بیکرانگی آن است و در چشم ما عین حقیقت را نمایان میکند. هر آینهای که ببینیم، تصویری زنده از ذات مقدس او را منعکس میکند و زندهدلان جهان از جان او بهرهمنداند. او جان عالم است و در بدنها جاری است. نور او در وجود ما روشنایی میبخشد و در گوشهای از خرابات، بساطی برپا است که این بزم، شبیه به بهشت جاودان میباشد. معانی واقعی او فراتر از کلام و توصیف هستند. در نهایت، نعمتهای او شامل همه جهانیان است و نشانهای از حقایق بالاتر در این دنیا است.