غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
کهنه است این شراب و جامش نو
عین هر دو یکی و نامش دو
در دو عالم خدا یکی است یکی
جز یکی در وجود دیگر کو
دو نگویم نه مشرکم حاشا
وحده لا اله الا هو
همه روئی به سوی او دارند
لاجرم جمله را بود یک رو
گاهی آب حباب و گه موج است
گاه در بحر و گه بود در جو
هر چه محبوب می کند بد نیست
همه افعال او بود نیکو
همه ممنون نعمت اللهیم
نعمت الله از همه می جو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توحید و وحدت در وجود خداوند اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه شراب کهنه و جام نو یکی هستند، به پیوند و ارتباط میان ظاهر و باطن وجود اشاره میکند. او تأکید میکند که تنها خداوند یکی است و در دو عالم جلوه کرده است. همچنین، هر آنچه که از جانب خداوند میآید، نیکو و نعمت است و تمام موجودات به سوی او روی دارند. در نهایت، شاعر به همه نعمتها و محبتهای الهی اذعان میکند و بر روی یکی بودن همه چیز تأکید دارد.