غزل شمارهٔ ۱۳۷۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هرچه گوئی به عشق او می گو
حضرت او ز حضرتش می جو
گر به یک دم تو را دهد صد جام
نوش می کن روان دگر می پو
جامهٔ پاک اگر طلب داری
خرقهٔ خود به آب می می شو
جام گیتی نما به دست آور
تا ببینی به نور او آن رو
تو حبابی و غرقه در دریا
در پی آب می روی هر سو
نبود این ظهور او بی تا
خود نباشد وجود ما بی او
گیسوی سیدم نخواهی یافت
تا حجابت بود سر یک مو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق الهی و جستجوی حقیقت اشاره دارد. شاعر میگوید که همه چیز باید با عشق او صحبت شود و در جستجوی حضرت حق، آنچه را که میخواهیم باید از خود او بخواهیم. او بر این باور است که اگر لحظهای از علم و نور او بهرهمند شوم، دیر یا زود به درک عمیقتری از حقیقت میرسم. همچنین، شاعر به پاکی و صفای روح اشاره میکند و میگوید که برای رسیدن به درک واقعی باید خود را از آلودگیها پاک کنیم. او بر این نکته تأکید میکند که وجود ما وابسته به وجود اوست و تا زمانی که حجابها وجود دارند، حقایق واقعی را درک نخواهیم کرد.