غزل شمارهٔ ۱۳۷۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در محیط عشق او جز ما نبو
وصل و فصل و قرب و بعد آنجا نبو
عین دریائیم و دریا عین ما
غیر ما با ما درین دریا نبو
عارفی گردم زند از معرفت
نزد ما جز عارف اسما نبو
رند و سرمستیم در کوی مغان
زاهد رعنا حریف ما نبو
هر بلا کآمد از آن بالا به ما
آن بلا جز نعمت والا نبو
دیده ام آئینهٔ گیتی نما
غیر او در آینه پیدا نبو
نعمت الله چون سخن گوید از او
روح قدسی شاید ار گویا نبو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان مفاهیم عشق و معرفت میپردازد. او بیان میکند که در محیط عشق، تنها "ما" وجود داریم و هیچ فاصلهای نیست. او خود را به دریا تشبیه میکند و میگوید غیر از ما، در حقیقت هیچچیزی وجود ندارد. شاعر از عارفانی سخن میگوید که تنها درککننده نامهای خداوند هستند و افرادی مانند زاهدان نمیتوانند با آنها همصحبت شوند. هر بلایی که به انسان میرسد، در واقع یک نعمت است و در آینه وجود، تنها حقیقت خداوند قابل مشاهده است. در پایان، اشاره میکند که اگر روح قدسی وجود داشته باشد، به سخن گفتن از نعمت خدا میپردازد.