غزل شمارهٔ ۱۳۷۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آینه بردار تا ببینی در او
جان و جانان خوش نشسته روبرو
جز یکی در جمله عالم هست نیست
این دوئی پیدا شده از ما و تو
آب چشم ما به هر سو شد روان
آبرو جوئی بیا از ما بجو
خم میخانه به یک دم درکشم
خود چه باشد پیش ما جام و سبو
تا میانش در کنار آورده ایم
مو نمی گنجد میان ما و او
در دو عالم جز یکی دیدیم نه
چشم احول آن یکی بیند به دو
نعمت الله مست و در کوی مغان
در پی ساقی روان شد سو به سو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دقت به ارتباط عمیق و رازآلود انسان با معشوق و حقیقت وجود اشاره دارد. شاعر با استفاده از نمادهای مختلف، مانند آینه، میخانه و آب چشم، به تجربهای که از یکدلی و وحدت با معشوق دارد، پرداخته است. او میگوید که در حقیقت جز یک وجود نیست و دوگانگیها تنها از دیدگاه محدود انسان است. شاعر با زبان هنرمندانهای به جستجوی زیبایی و حقیقت در زندگی اشاره میکند و پیشنهاد میدهد که به جای درگیر شدن با تفاوتها، باید به وحدت و همدلی بپردازیم. در نهایت، این شعر نشاندهنده عشق عمیق و پیمان انسان با معشوق و جستجوی سرمستی در زیباییهای زندگی است.