غزل شمارهٔ ۱۳۸۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آفتاب حسن او عالم منور ساخته
نقش عالم از مثال خود مصور ساخته
در میان دایره خوش خط موهومی کشید
صورت قوسین از آن معنی محور ساخته
جملهٔ اعیان عالم مظهر اسماء اوست
عین هر فردی به انعامی مقرر ساخته
یک الف بنوشت و هفت آیت از آن آمد پدید
هفت هیکل حافظ این هفت کشور ساخته
جود او مجموع موجودات را داده وجود
خاک را کرده نظر آن خاک را زر ساخته
خوش حبابی در محیط عشق او پیدا شده
قبهای بر روی آب از عین ما بر ساخته
صورت و معنی عالم جمع کرده در یکی
و آن یکی در دو جهان سلطان و سرور ساخته
در میان آب بنشستیم در دریای عشق
عین ما از آب روی داده خوشتر ساخته
گنج پنهان بود پیدا کرده است بر بینوا
پادشاه از لطف خود با بینوا در ساخته
اسم اعظم نعمتاللّه را عطا کرده به من
بندهای را سیدی در بحر و در بر ساخته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عظمت خداوند اشاره دارد و توصیف میکند که چگونه نور و کمال او، عالم وجود را روشنی بخشیده و هر موجودی را به عنوان مظهری از اسماء الهی به تصویر کشیده است. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر فرد در عالم وجود با لطف الهی شکل گرفته و به او وجود و شخصیت خاصی داده شده است. او بیشتر بر روی مفهوم عشق و ارتباطات معنوی تمرکز دارد و بیان میدارد که در دریای عشق، ما وجود خود را یافتهایم. در نهایت، نویسنده به نعمتهایی که خداوند به بندگانش عطا کرده اشاره میکند و بر موقعیت برتر انسان به عنوان مظهر الهی تأکید میکند.