غزل شمارهٔ ۱۳۸۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته
جعد زلفش سایبان بر آفتاب انداخته
سنبل زلفش پریشان کرده بر رخسار گل
بلبل شوریده را در پیچ و تاب انداخته
ساقی سرمست ما رندانه جام می به دست
آمده در بزم ما از رخ نقاب انداخته
لاابالی وار با رندان نشسته روز و شب
از رقیب ایمن سپر بر روی آب انداخته
بر کشیده تیر عشق و عاشقان خویش را
بر سر کوی محبت بی حساب انداخته
آتشی انداخته در جان شمع از عشق خود
عقل را پروانه وش در اضطراب انداخته
وعدهٔ دیدار داده عاشقان خویش را
ذوق و وجدی در وجود شیخ و شاب انداخته
زاهد و مفتی به عشق جرعه ای از جام او
آن یکی سجاده و این یک کتاب انداخته
نعمت الله را حریف مجلس خود ساخته
جام وحدت داده و مست و خراب انداخته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف زیباییهای عشق و جذبههای آن پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویری همچون نور ماه، زلف پریشان، و شور بلبل، حال و هوای عاشقانه و رنگین زندگی را به تصویر میکشد. او به زیبایی و خوشگذرانی در بزم عشق اشاره میکند و از تأثیر عشق بر عقل و جان انسانها میگوید. شاعر نشان میدهد که عشق میتواند فرحبخش باشد و حتی زاهدان و عالمان را هم تحت تأثیر خود قرار دهد. در نهایت، او به تجلی وحدت و نشستی بینظیر در مجلس عشق اشاره میکند.