نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۸۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نور رویش دیدهٔ مردم منور ساخته

صورت خود را به لطف خود مصور ساخته

بسته است از مه نقابی آفتاب روی او

تا نداند هر کسی خود را چنین برساخته

درخرابات مغان بزم خوشی آراسته

رند و ساقی جام و می با یکدگر در ساخته

عشق او بحر است و ما را ز آن به دریا می کشد

عشق ما را آبروئی داده خوشتر ساخته

هر که خاک پای سرمستان او را بوسه داد

بر سریر سلطنت سلطان و سرور ساخته

اسم اعظم خواست تا ظاهر شود در آینه

عین ما روشن دلی را دیده مظهر ساخته

هر کسی سازد سرائی در بهشت از بهر خود

نعمت الله خانهٔ دل جای دلبر ساخته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی عشق و روحانیت و تاثیرات آن بر زندگی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر به نور و لطف خداوند اشاره می‌کند که مردم را روشن و با صفا می‌سازد. وی از زیبایی‌های عشق و تاثیرات آن در دل و جان انسان می‌گوید و عشق را به دریایی توصیف می‌کند که انسان‌ها را به سمت خود می‌کشاند. در ادامه، شاعر به مقام و منزلتی که کسانی که به عشق خصوصی می‌پردازند، اشاره کرده و بیان می‌کند که بوسیدن خاک پای اهل عشق، انسان را به درجات بالایی می‌رساند. همچنین، شاعر خواسته‌ها و آرزوهای انسان‌ها را در ساختن بهشت خود از عشق و محبت خداوند می‌داند. به طور کلی، این شعر تجلی زیبایی عشق و فضل الهی و تاثیر آن بر زندگی انسان است.