نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر همه ذرات عالم آفتابی تافته

بینم و هر ذره ای از وی نصیبی یافته

تار و پود و صورت و معنی و جسم و جان ما

تافته بر همدگر خوش جامه ای را بافته

کس نمی یابم در این صحرا که محرومست از او

آفتاب رحمتش بر کور و بینا تافته

مو بi مو زلف پریشان جمع کرده وانگهی

از برای سیدی خوش گیسوئی را بافته

ساقی سرمست ما بزم ملوکانه نهاد

نعمت الله پیش از رندان به می بشتافته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و گستردگی نعمت‌های خداوند اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که همه موجودات و ذرات جهان، هر کدام از پرتو آفتاب رحمت الهی بهره‌مند هستند و هیچ‌کس در این عالم محروم از این نعمت نیست. او زندگی و اجزای وجود انسان را به نوعی بافته شده از همین تابش رحمت می‌داند. همچنین به تصویر زنی با موی پریشان و زیبایی اشاره می‌کند که نیکویی‌اش به خاطر رحمت الهی و سرمستی ساقی یا می‌پرست است. در کل، شعر به وحدت وجود و نعمت‌های الهی در زندگی اشاره دارد.