غزل شمارهٔ ۱۳۹۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا خیال روی خوبش دیده ام در آینه
روز و شب دارم ز عشقش در برابر آینه
روی او آئینهٔ گیتی نمای جان ماست
جان ما آئینه ای جانانه بنگر آینه
صورتی در آینه بنموده تمثالش عیان
شد ز عکس نور آن معنی مصور آینه
گر بود آئینه روشن روی بنماید تو را
ور نه رویش کی نماید در مکدر آینه
عشق او شمعست و جانم آینه وین رمز ما
عشقبازان را بود روشن منور آینه
من دلی دارم چو آئینه منیر و با صفا
آفتاب مهر رویش تافته بر آینه
برنداری آینه از پیش رویت یک زمان
همچو سید گر ببینی روی خود در آینه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و رابطه عمیق عشق را با آینه تداعی میکند. آینه نمادی است از حقیقت معشوق که زیبایی او را نمایان میکند و عشق را به مثابه شمعی میداند که جان او را روشن کرده است. او همچنین اشاره دارد که چهره معشوق تنها در آینهای روشن و شفاف دیده میشود و اگر آینه مکدر باشد، زیبایی او به خوبی آشکار نخواهد شد. در نهایت، شاعر دل خود را همچون آینهای روشن و باصفا توصیف میکند که نور عشق معشوقش بر آن میتابد.