غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
نقش خیال رویش برآب دیده بسته
آن نور چشم مردم در آب خوش نشسته
روز الست با او عهد درست بستیم
جاوید من بر آنم گرچه دلم شکسته
دیشب خیال رویش در خواب دید دیده
امروز آن خیالش بر ما بود خجسته
زُنار کفر زلفش دل بر میان جان بست
خوشتر ازین میانی دیگر کسی نبسته
جام شراب وحدت نوشیم عاشقانه
شادی روی رندی کز خویش باز رسته
پیوسته ایم با او پیوسته ایم جاوید
پیوسته این چنین خوش از غیر او گسسته
از بندگی سید ذوق تمام داریم
سرمست تندرستیم نه از خمار خسته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت خیال محبوبش اشاره میکند و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از وعدهای که در روز الست با محبوب خود بسته صحبت میکند و چگونگی حضور دائمی او در خاطرش را توصیف میکند. خواب دیدن روی محبوب، احساس خوشایند و عشق عمیق او را نمایان میسازد. همچنین، او به پیوند عمیق خود با محبوب اشاره کرده و از سرمستی و شادی ناشی از عشق سخن میگوید، در حالی که از وابستگی به دیگران آزاد شده است. در نهایت، او از حال خوب روحی و معنوی خود در نتیجه این عشق سخن میگوید.