نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۹۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

می و جامیم و جان و جانانه

شاه و دُستور و گنج و ویرانه

مهر و ماهیم و عاشق و معشوق

دل و دلدار و شمع و پروانه

در خرابات عشق نتوان یافت

چون من مست رند و دیوانه

خرقه بفروخته به جامی می

کرده سجاده وقف میخانه

به جز از عاشقی و میخواری

در جهان بهیچ پروانه

مستم و می به ذوق می نوشم

فارغ از آشنا و بیگانه

نعمت الله حریف و می در جام

گوشهٔ میفروش کاشانه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالت عاشقانه و مستی شاعر می‌پردازد. او از احساسات عمیق خود درباره عشق و معشوقش صحبت می‌کند و به زیبایی‌های زندگی، نوشیدنی (می) و فضای خرابات عشق اشاره می‌کند. شاعر خود را در وضعیت دیوانگی و مستی می‌بیند و می‌گوید که در بین عشق و میخواری، هیچ چیز ارزشمندتر از این دو نیست. او به ارتباط خود با خداوند و حریفش در میخانه اشاره می‌کند و به طور کلی، عشق و حالتی از سرخوشی و بی‌خیالی را به تصویر می‌کشد.