نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دل ما گشته است دلبر ما

گل ما بی حد است و شکّر ما

ما همیشه میان گل شکریم

زان دل ما قوی است در بر ما

زهره باشد حوادث فلکی

گر بگردد به گرد لشکر ما

ما به پری پریم سوی فلک

زانکه اصلی است اصل گوهر ما

نعمت الله نور دیدهٔ ما است

سایه اش کم مباد از سر ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان عشق و محبت به دلبر خود می‌پردازد و از شادی و شکرگزاری در میانه گل‌ها سخن می‌گوید. او به نیروی دل خود اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر حوادث و چالش‌های سختی پیش آید، باز هم به عشق خود امیدوار است. عشق او به دلبرش را به عنوان گوهر و نعمت الهی می‌داند و آرزو می‌کند که سایه‌اش همیشه بر سرش باشد.