غزل شمارهٔ ۱۴۰۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
درآ در مجلس رندان ببین این ذوق مستانه
رهاکن گوشهٔ خلوت بیا در کنج میخانه
طلب کن عشق سرمستی که او ساقی یارانست
چه میجوئی ز عقل آخر که حیرانست و دیوانه
خیال عقل و عشق او هوای ذره و خورشید
کمال علم و وصل او حدیث شمع و پروانه
مرید پیر خمّارم خم میخانه می نوشم
به نزد من چو من رندی چه باشد جام پیمانه
دوای دردمندان را ز گنج کنج دل می جو
که درد عشق او گنجست و دل کنجیست ویرانه
در میخانه را بگشا صلا دادیم رندان را
خراباتست و مطرب عشق و ساقی مست و جانانه
بیا ای ساقی رندان که دور نعمت الله است
حریفانند می گردان زهی بزم ملوکانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به جشن و شادی در میخانه است و تأکید بر لذتهای ناشی از عشق و مستی دارد. شاعر از دوستان رند میخواهد که از گوشهنشینی خارج شوند و به جمع شادی و سرور بپیوندند. او به عشق و عقل اشاره میکند و بیان میکند که عشق حقیقی برتر از درک عقلانی است. شاعر همچنین از می و مستی به عنوان درمان دردهای عشق یاد میکند و به نشاط و سرور در میخانه تأکید دارد. در نهایت دعوتی به پیوستن به حلقه دوستان و جشن و میخوارگی را مطرح میکند.