غزل شمارهٔ ۱۴۰۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
می نگارد نگار بر دیده
می نماید چو نور در دیده
نور روئی که چشم سر بیند
دیدهٔ ما به چشم سر دیده
هر که بیند به عین ما ، ما را
صدف و بحر و هم گهر دیده
جام می هر که دیده رندانه
هست سیاح بحر و بر دیده
دیده هر ذره ای که می بیند
آفتابیست در قمر دیده
دیده دیده به نور او او را
این نظر دیده ز آن نظر دیده
هرکه او نور نعمت الله دید
جان و جانان به همدگر دیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و نور روی محبوب میپردازد و بیان میکند که چگونه نگاه به محبوب باعث روشنی و آگاهی در دل میشود. شاعر به تشبیهات مختلفی میپردازد و میگوید هر کسی که به جمال محبوب مینگرد، مانند دریا و گوهر میماند و از دیدن او به حالتی شگفتانگیز در میآید. همچنین اشاره میکند که هر چشمی که به نور محبوب نگاه کند، مانند خورشید در دل ماه میدرخشد و این نور به جان و جانان پیوند میزند. در نهایت، شعر به رابطه عمیق و معنوی بین عاشق و معشوق اشاره دارد.