غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در دو عالم جز یکی دانیم نه
غیر آن یک را یکی خوانیم نه
گر خیال غیر آید درنظر
نقش او بر دیده بنشانیم نه
عشق جانان روز و شب در جان بود
یک نفس بی عشق جانانیم نه
عشقبازی آیتی در شأن ماست
عاقلی را نیک می دانیم نه
اعتقاد ماست با رندان تمام
منکر احوال مستانیم نه
چشم ما روشن به نور روی اوست
بر خیال غیر حیرانیم نه
دُرد دردش همچو سید می خوریم
در پی دارو و درمانیم نه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و تعلق به وحدت و خداوند میپردازد. شاعر بیان میکند که در دو عالم فقط یک حقیقت وجود دارد و غیر از آن را نمیشناسیم. او تأکید میکند که عشق به معشوق (خداوند) دائمی و بیوقفه است و زندگی بدون آن بیمعناست. همچنین اشاره میکند که وجود غیر از معشوق، هیچ ارزشی ندارد و باید از آن چشمپوشی کرد. در نهایت، شاعر میگوید درد و رنجی که از معشوق دارد را میپذیرد و به دنبال دارو و درمان نیست، زیرا عشق به خداوند برای او کافی است.