غزل شمارهٔ ۱۴۰۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دیده تا نور روی او دیده
هرچه دیده همه نکو دیده
زلف و رویش به همدگر نگرد
کفر و اسلام مو به مو دیده
چشم دریادلی است دیدهٔ ما
در نظر آب سو به سو دیده
دیدهٔ ما یکی یکی بیند
گرچه احول یکی به دو دیده
دیده در آینه نگاهی کرد
جان و جانانه روبرو دیده
چند گوئی که من نمی بینم
روشنست آفتاب کو دیده
نعمت الله نظر از او دارد
نور او را به نور او دیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف بینایی و نگاه عمیق به زیباییها و حقیقتها میپردازد. شاعر از دیدگاه خودش در مورد عشق و زیبایی سخن میگوید؛ زیباییهای ظاهری را با زیباییهای باطنی مقایسه میکند و به معنای عمیقتر بینایی اشاره میکند. او به این موضوع اشاره دارد که چشم دل، قادر به دیدن زیباییهای واقعی و نور الهی است و در نهایت، ارتباط بین بینایی و نور، و حقیقتهای طبیعی و معنوی را بیان میکند. همچنین، شاعر تأکید میکند که با وجود کثرت یا تفاوتها، همه چیز در یک راستا و در نور الهی دیده میشود.