غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خیالش نقش می بندم به دیده
چنین نقش و خیالی خود که دیده
به نور اوست روشن دیدهٔ من
نظر فرما که بینی نور دیده
الفبا خواندم و کردم فراموش
خطی بر عالم و آدم کشیده
گذشته از وجود و از عدم هم
نمانده سیئات و هم حمیده
خراباتست و ما مست و خرابیم
ز مخموران عالم وارهیده
بیا با ما درین دریا و بنشین
که دریائیست نیکو آرمیده
نگر در آفتاب نعمت الله
که در هر ذره ای روشن بدیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تصویرسازی و خیالپردازی میپردازد. او به زیبایی نور و روشنایی اشاره میکند که به چشمش میآید و به بیناییاش روشنی میبخشد. شاعر از فراموشی الفبا و خط کشیدن بر جهانیان سخن میگوید، و به گذشتگی از وجود و عدم اشاره دارد. او به حال مستی و خرابی خود و دیگران اشاره میکند و دعوت به نشستن در کنار خود در دریای عرفان و معنویت میکند. در پایان، شاعر به نعمت الهی و روشناییهای آن در هر ذره و گوشهای از جهان نگاه میکند.