نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما نقش خیال تو نگاریم به دیده

کاری به جز این کار نداریم به دیده

در گوشهٔ دیده به خیال تو نشستیم

عمری به خیالت به سرآریم به دیده

جز تور خیال تو که نقش بصر ماست

در دیده خیالی ننگاریم به دیده

گر زان که ز ما بر سر کوی تو غباریست

بر خاک درت آب بیاریم به دیده

جان در تن ما عشق نهاده به امانت

گر می طلبد هان بسپاریم به دیده

هر شب من و رندی به هوای مه تابان

تا روز ستاره بشماریم به دیده

در دیدهٔ ما معنی سید بنماید

هر صورت خوبی که نگاریم به دیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و خیالات ناشی از آن می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که تنها کار او خیال محبوبش است و تمام زندگی‌اش را صرف اندیشیدن به او کرده است. او در گوشه چشمانش به یاد محبوب نشسته و آرزوی دیدار او را می‌کند. همچنین، شاعر به زیبایی‌های محبوب و تأثیر آنها بر زندگی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که عشقش را به امانت قبول کرده و اگر محبوب بخواهد، جانش را تقدیم می‌کند. در نهایت، او هر شب به یاد محبوبش می‌نشیند و ستاره‌ها را می‌شمارد، و در چشمانش زیبایی‌های محبوب به وضوح دیده می‌شود.