غزل شمارهٔ ۱۴۱۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
سایه و همسایه پیدا آمده
صورت و معنی هویدا آمده
دیدهٔ ما روشن است از نور او
نور او در چشم بینا آمده
قطره و بحر و حباب از ما بجو
زان که جمله عین دریا آمده
خوش بلائی می کشم از عشق او
این بلا بر ما ز بالا آمده
تا نماند هیچ رندی در خمار
ساقی مستی بر ما آمده
سید و بنده به هم آمیخته
هر دو تا گوئی که یکتا آمده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف عشق و معرفت میپردازد. او به ظهور سایه و همسایه اشاره میکند که همزمان صورت و معنی حقیقت را نمایان میسازد. با نور عشق، دیدهها روشن میشوند و این نور در چشم بینا نمایان است. همچنین، شاعر به رابطهاش با معشوق اشاره دارد و میگوید که خوشی و بلایی که از عشق او میکشد برکت و لطفی است که از بالا به او رسیده. در نهایت، او از ترکیب سید و بنده صحبت میکند و نشان میدهد که در عشق هر دو به یک حقیقت واحد نزدیک شدهاند.