غزل شمارهٔ ۱۴۱۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده
خوشتر به ازین نقش که بستیم که دیده
در نقش سراپردهٔ این دیده نظر کن
کان نقش نگاریست که در دیده بدیده
گفتم که لبت بوسه دهم گفت ببوسش
شیرین تر ازین قول که گفته که شنیده
در کوی خرابات مغان مست و خرابیم
از دردسر زاهد مخمور رمیده
با ساقی سرمست حریفیم دگر بار
یک جام شرابی به دو صد جم بخریده
دیشب ز در خلوت ما شاه درآمد
مهمان عزیزیست که از غیب رسیده
خلق حسن و خوی حسینیست که او راست
چون سید ما کیست به اوصاف حمیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف تصورات و خیالات زیبای شاعر پرداخته و بر لذتهای عشق و مستی تأکید میکند. شاعر از زیباییها و نقشهای موجود در دنیا و چشمان خود میگوید و به عشق و دلباختگیاش اشاره میکند. در ادامه، به خوشیهای زندگی در کنار دوستان و همدمی با ساقی اشاره میکند و در نهایت به حضور مهمانی ویژه و بااحساس اشاره میکند که خود را از عوالم دیگر به جمع آنان رسانده است. این شخص همچون سید و آقایی است که دارای ویژگیهای نیکو و حسینی است.