غزل شمارهٔ ۱۴۱۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
از همه آئینه پیدا آمده
نور او درچشم بینا آمده
آن یکی ظاهر شده در هر یکی
هر یکی بنگر که یکتا آمده
بحر در جوشست و رو دارد به ما
آبروی ما بر ما آمده
مجلس عشقست و رندان در حضور
ساقی سرمست تنها آمده
از ولایش ما ولایت یافتیم
حکم ما از ملک بالا آمده
قطره ای بودیم ما بحری شدیم
این چنین دُری ز دریا آمده
نعمت الله رو به میخانه نهاد
میل ما کرده به مأوی آمده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ارتباط عمیق بین خود و نور الهی اشاره میکند. او بیان میکند که نور خداوند در دل انسانهای آگاه نمایان شده است و همهجا در هر چیزی خود را نشان میدهد. همچنین، او از عشق و حضور رندان در مجلس صحبت میکند، جایی که ساقی سرمست به تنهایی آمده است. شاعر اشاره دارد که از محبت خداوند به مقام ولایت رسیدهاند و در نتیجه از دریای عشق الهی به برکت آن به دریا تبدیل شدهاند. در نهایت، شاعر با اشاره به نعمت الهی و میخانه، نشان میدهد که توجه و تمایل به عشق الهی انسان را به مأمنی از آرامش و شادی میرساند.