غزل شمارهٔ ۱۴۲۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
در مظهر مطهر مظهر ظهور کرده
جام جهان نما را روشن چو نور کرده
در خلوت خرابات بزم خوشی نهاده
با یار خود نشسته اغیار دور کرده
تمثال بی مثالش در آینه نموده
حسن چنین لطیفی ایثار نور کرده
ما طالب بلائیم اما عنایت او
داده بلا به ایوب او را صبور کرده
بستان سرای ما را سرسبز آفریده
سیلاب رحمت او بر ما عبور کرده
هر آینه که بینی او را به ما نماید
در چشم روشن ما نورش ظهور کرده
خوش آتشی برافروخت عود دلم همه سوخت
از بهر نعمت الله جانها بخور کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و درخشش مظهر الهی اشاره دارد که مانند نور جام جهان نما را روشن کرده است. در محیطی خوش و آرام، عشق و محبت در کنار یار را توصیف میکند و از دور بودن از دیگران میگوید. تمثال زیبا و بینظیر او در آینه نشان داده شده و نعمتهای او به دلها نور و صفا بخشیده است. شاعر از معانی بلای معشوق و صبر ایوب سخن میگوید و رحمت و رحمتهای خداوندی را که بر زندگی آنان جاری است، ستایش میکند. در نهایت، شاعر از آتش عشق و شوق در دل خود سخن به میان میآورد و به نعمتهای الهی اشاره دارد.