نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۲۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

نوریست به چشم ما نموده

در جام جهان نما نموده

هر آینه که دیده دیده

آئینه به ما خدا نموده

باطن بنگر که پادشاه است

در ظاهر اگر گدا نموده

ما دُردی درد نوش کردیم

این درد به ما دوا نموده

بر دار فنا برآ که ما را

در عین فنا بقا نموده

در بحر محیط غرق گشتیم

ماهیت ما به ما نموده

بیگانه ندیده سید ما

او را همه آشنا نموده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی و مشاهده‌ی حقیقت و معرفت در درون خود و جهان اطراف اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که نور خداوند به چشم ما نمایان شده و در هر بار که به حقیقت نگاه می‌کنیم، خدا را در آینه‌ی وجود خود می‌بینیم. او تاکید می‌کند که در باطن، پادشاه حقیقی وجود دارد، حتی اگر در ظاهر به نظر فقیر بیاید. ما دردی را متحمل شده‌ایم که در واقع به ما درمانی بخشیده است. همچنین، با اینکه در این دنیا فناپذیر هستیم، اما می‌توانیم به بقای حقیقی دست یابیم. شاعر به عمق وجود خود اشاره می‌کند که در دریای معرفت غرق شده و حقیقت را در ماهیت خود حس کرده است. در نهایت، او بیان می‌کند که هیچ بیگانه‌ای نیست و سید (خداوند) برای او آشناست.