غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
در آینه عشق او نموده
حسنی به من و تو رو نموده
هر آینه را تو نیز بنگر
کو آینه را نکو نموده
در جام جهان نما نظر کن
گو دیده جمال او نموده
یک رو بود آینه چو بنمود
یک روست اگرچه دو نموده
بر آینه آفتاب چون یافت
پنهان چه کنیم چو نموده
با آینه روبرو نشسته
آن آینه روبرو نموده
در آینهٔ وجود سید
عالم همه مو به مو نموده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمثیل عشق و زیبایی میپردازد و تأکید میکند که عشق و زیبایی در زندگی ما به وضوح تجلی مییابند. شاعر از آینه به عنوان نمادی برای دریافت جمال و زیبایی یاد میکند و میگوید که با نگریستن به آینه، زیباییهای عشق را میتوان دید. او اشاره میکند که آینه نمایانگر یک حقیقت یگانه است، که به رغم دوگانگی ظاهریاش، در عمق یکسان است. در انتها، به وجود سید (امام) اشاره میکند و میگوید که تمام عالم در او به دقت تصویر شده است. درواقع، این شعر به زیبایی و حقیقت عشق و معارف الهی میپردازد.