غزل شمارهٔ ۱۴۲۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
حسن او در آینه پیدا شده
هر که دیده همچو ما شیدا شده
چشم ما روشن به نور روی اوست
دیدهٔ ما این چنین بینا شده
عین ما بیند به عین ما چو ما
عارفی کو غرقهٔ دریا شده
شمع عشقش آتشی در ما زده
سوخته داند که او چون تا شده
بر در او جنت المأوای ماست
دل مقیم جنت المأوا شده
قاب قوسین از میان برداشته
واقف اسرار او ادنی شده
نعمت الله در سخن آمد از آن
مشکلات عالمی حل وا شده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و نور وجود یک معشوق است که بر دلها و دیدهها تأثیر میگذارد. شاعر میگوید که هر کس این زیبایی را دیده، دلتنگ و شیفته آن شده است. وجود معشوق به چشمها روشنی میبخشد و آنها را بینا میکند. عاشق واقعی مانند دریا در عشق غرق شده است و درخشش عشق او در دلها آتش ایجاد میکند. شاعر بهشت را در درگاه معشوق میبیند و دلش در این جنت آرام گرفته است. همچنین، اشاره میکند که نزدیک شدن به اسرار معشوق، باعث فهم عمیقتری از نعمتهای الهی و حل مشکلات دنیا میشود.