غزل شمارهٔ ۱۴۳۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
فارغ است این ساقی ما از همه
باز آورده است ما را از همه
روز امروز است دیشب در گذشت
بگذر از فردا و فردا از همه
آبرو گر بایدت با ما نشین
ما ز دریا جو و دریا از همه
عارفانه شرح اسما را بخوان
یک مسما جو و اسما از همه
ای که گوئی از که جویم کام خود
از همه اشیا و اشیا از همه
سر بنه بر خاک پای عاشقان
تا شود جای تو بالا از همه
نعمت الله رند سرمستی خوش است
در دو عالم اوست یکتا از همه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت بیتوجهی به دنیا و مسائل مادی اشاره میکند و میگوید که باید در لحظه زندگی کرد و از گذشته و آینده گذشت. او دعوت میکند که در کنار عاشقان بنشینیم تا به معنای واقعی زندگی پی ببریم. همچنین بر عشق و عرفان تأکید دارد و به این نکته اشاره میکند که حقیقت و کام دل در خلوص و نزدیکی به عاشقان و خداوند است. در نهایت، شاعر بر این باور است که نعمت واقعی در وجود یک شخص خاص نهفته است که بالاتر از همه چیز است.