نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

از همه پنهان و پیدا از همه

کی شناسد این سخن را بر همه

آفتابی می نماید ماه ما

این چنین نوری بود در خور همه

می برنگ جام پیدا آمده

یک شرابست او ولی ساغر همه

ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای

عاشقانه همچو ما می خور همه

لطف او مخمور کی ماند کسی

مست گرداند می و دلبر همه

جام می بشکست و می بر ما بریخت

خرقهٔ ما شسته شد دفتر همه

عالمی چون آینه روشن شده

می نماید سید ما در همه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمایز و زیبایی عشق و محبت اشاره دارد. شاعر از وجود یک نور خاص که شبیه به خورشید است صحبت می‌کند که بر همه چیز تابیده و به چشم همگان می‌آید. او همچنین به می و شراب اشاره دارد که نمادی از عشق و سرمستی است، و می‌گوید که اگر کسی به می‌خانه ورود کند، می‌تواند مانند عاشقان واقعی از آن لذت ببرد. در انتها، به این موضوع می‌پردازد که عشق و لطف الهی به قدری عمیق است که هیچ‌کس نمی‌تواند در برابر آن مست نماند و این عشق همه چیز را روشن و شفاف می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، حال و هوای عشق و دیوانگی را به تصویر می‌کشد.