نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۳۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

برافشان کلاله ز روی چو لاله

صراحی به دست آر پرکن پیاله

مکن عیب رندان اگر باده نوشند

که پیش از من و تو چنین شد حواله

اگر عشق جانان مرا حاصل آید

روان جان سپارم چو این است احاله

منم بندهٔ او و دارم گواهان

دلم وقف عشق است و جانم قباله

میان من و او چو موئی نگنجد

چه قدر رقیب و چه جای دلاله

اگر نی بنالد مزن دست بر وی

که از نالهٔ ما گرفته است ناله

اگر ذوق داری بخوان گفتهٔ ما

که یک پند سید به از صد رساله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و حالاتی از عشق می‌پردازد. شاعر با استعاره‌هایی زیبا از می و میخانه استفاده کرده و از رنج و شادی‌های عشق سخن می‌گوید. او به اهمیت عشق و وابستگی عاطفی‌اش به معشوق اشاره می‌کند و تأکید دارد که وقتی عشق واقعی وجود دارد، هیچ فاصله یا مانع میانی نمی‌تواند وجود داشته باشد. همچنین به این نکته پرداخته شده است که نباید به رندان و نوشیدن باده عیب گرفت، زیرا این یک بخشی از زندگی است. در نهایت، شاعر بر این باور است که گفتارهای دل‌انگیز به مراتب از نوشته‌های فلسفی و کتاب‌ها ارزشمندترند.