نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۳۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

راهیم و رهنمائیم هم رهرویم و همراه

هم سیدیم و بنده هم چاکریم و هم شاه

جام می لطیف است این جسم و جان که داریم

در باطن آفتابیم در ظاهریم چون ماه

گاهی چنین که بینی بر تخت چون سلیمان

گاهی چنانکه دانی چون یوسفیم در چاه

رندیم و لاابالی سرمست در خرابات

با ساقئی حریفیم دایم به گاه و بیگاه

در راه بی کرانه ما می رویم دایم

گر عزم راه داری ما با تو ایم همراه

ای بنده بندگی کن تا پادشاه گردی

زیرا که پادشاهند این بندگان درگاه

توقیع آل دارد حکم ولایت ما

باشد نشان آن حکم بر نام نعمت الله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف دوگانگی و همزمانی حالتی از انسان‌ها می‌پردازد که در یکی می‌توانند همچون سلیمان بر تخت سلطنت باشند و در دیگری مانند یوسف در چاه گرفتار شوند. همچنین به مفهوم رندی و آزادی در زندگی اشاره دارد و تاکید می‌کند که هر فردی با بندگی و خدمت، می‌تواند به مقامی بلند برسد. در نهایت، این متن نشان می‌دهد که پیروی از دستورات الهی و بندگی، به انسان سرنوشت والایی خواهد بخشید.