نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۴۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سروری خواهی بیا و سر بنه

سر نهادی پا از آن خوشتر بنه

پیش پیشانی مده دستار را

مفردی دستار را بستر بنه

ای که گوئی جام می نوشیده ایم

خم بگیر ای یار ما ساغر بنه

تا کی از دفتر سخن گوئی به ما

لوح محفوظش بخوان دفتر بنه

عارفانه نفی غیر او بکن

رو قدم در راه پیغمبر بنه

گر نداری ذوق سرمستی ما

رخت بند و بار خود بر خر بنه

سر به پای سید مستان فکن

این کلاه سلطنت از سر بنه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دعوت و سروری اشاره دارد که باید با روحی شاد و بی‌خیالی پذیرفته شود. شاعر از عشق و مستی سخن می‌گوید و به فهم عمیق‌تر معنای زندگی دعوت می‌کند. او از معرفی خود و غلط‌گویی دوری کرده و به جای آن از خواندن و درک عمیق‌تر آموزه‌ها صحبت می‌کند. همچنین، تأکید می‌شود که باید وابستگی‌های دنیوی را کنار گذاشت و به راه عرفان و حقیقت پیوست. در نهایت، شاعر به ترک مقام و سلطنت و تسلیم شدن در برابر عشق الهی و مستان دعوت می‌کند.