نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۴۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دامن عاشقان ز دست مده

جام می جز به رند مست مده

خاطر ما چو زلف خود مشکن

سر موئی به ما شکست مده

می به زاهد مده که حیف بود

جز به مستان می پرست مده

حالیا حال را غنیمت دان

وقت خود را به نیست و هست مده

نعمت الله را به دست آور

این چنین نعمتی ز دست مده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و زندگی اشاره دارد. شاعر از محبوب خود می‌خواهد که از عاشقان و رندان غافل نشود و به آنها جام می ندهد. او از او می‌خواهد که دلش را نشکند و به زاهدان می نازد که حق‌شان نیست جام می به آنها داده شود. همچنین، شاعر تأکید می‌کند که باید از لحظات زندگی بهره‌برداری کرد و نعمات خداوند را در دست گرفت و آنها را از دست نداد.