غزل شمارهٔ ۱۴۴۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بیا ساقی و جام می به ما ده
به ما یک وجه از بهر خدا ده
دو صد جان قیمت یک ساغر توست
به درویشان خدا را بی بها ده
جهانی از تو می یابد نواها
نصیبی هم به مای بینوا ده
درون خلوت ار بارم ندادی
مرا بر آستان خویش جا ده
تو در جانی و جان در جستجویت
مده ما را غلط ما را رها ده
که داند قدر دُرد درد عشقت
بیا و دُرد دردت را مرا ده
تو سلطانی و سید بندهٔ تو
عطائی گر دهی باری مرا ده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوتی است به ساقی (دستاندرکار مهمانی) برای بخشیدن جام می و محبتی به مسکینان. شاعر از ساقی میخواهد که به یاد خدا، نعمتها و شادیهایی را به او و درویشان بدهد. او تأکید میکند که ارزش یک جرعه از می او بسیار بالاست و درخواستی برای پذیرش و محبت از سوی ساقی دارد. شاعر، با توجه به درد و رنجی که از عشق میکشد، به دنبال آرامش و تسکین است و در نهایت، از مقام سلطنت ساقی میخواهد که عطایی به او داده شود.