غزل شمارهٔ ۱۴۵۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
در آ در بحر ما با ما که عین ما به ما بینی
به چشم ما نظر میکن که تا نور خدا بینی
بیا و نوش کن جامی ز دُرد درد عشق او
حریف دردمندان شو که درد دل دوا بینی
مگر آئینه گم کردی که بیآئینه میگردی
به بینی روی خود روشن اگر آئینه را بینی
ز خود بینی نخواهی دید آن ذوقی که ما داریم
خدابین شو که غیر او چو بینی هوا بینی
خیال غیر اگر داری خیالی بس محال است آن
اگر تو غیر او جوئی ندانم تا کجا بینی
اگر فانی شوی از خود توئی باقی جاویدان
سر دار فنا بنشین که تا دار بقا بینی
غلام سید ما شو که چون بنده شوی خواجه
به نور نعمت اللّه بین که تا نور خدا بینی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جستجوی حقیقت و خداوند اشاره میکند و میگوید که اگر میخواهی به نور خدا برسیدی، باید از خود را فراموش کنی و به عشق حقیقی بپردازی. او تأکید میکند که تنها با دیدن و درک خداوند میتواند نور و زیبایی را درک کرد و غیر از او همه چیز پوچ و بیمعنی است. همچنین توصیه میکند که انسان باید از خودخواهانگی دست بردارد و به بندهای از خدا تبدیل شود تا برکات الهی را ببیند. در نهایت، شاعر به فانی شدن در عشق الهی اشاره میکند که موجب بقا و جاودانگی میشود.