غزل شمارهٔ ۱۴۶۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به چشم مست ما نگر که نور روی او بینی
همه عالم به نور او اگر بینی نکو بینی
خیالی نقش می بندی که این جان است و آن جانان
بود این رشته یک تو و لیکن تو دو تو بینی
در آ با ما درین دریا و با ما یکدمی بنشین
که آبروی ما یابی و دریا سو به سو بینی
ز سودای سر زلفش پریشانست حال دل
اگر زلفش به دست آری پریشان مو به مو بینی
بیا آئینه ها بستان و روی خود در آن بنما
که محبوب محبت خود نشسته روبرو بینی
مرا گوئی که غیر او توان دیدن معاذالله
چو غیرش نیست در عالم بگو چون غیر او بینی
به جان سید رندان که من او را به او دیدم
اگر چشمت بود روشن تو هم او را به او بینی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و نور محبوب میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که به چشمان مست محبوب نگاه کند و نوری که از او ساطع میشود را ببیند. او تأکید میکند که همه چیز در دنیا با نور محبوب تعریف میشود و در حیات این جهان، دوگانگی وجود ندارد، بلکه همه چیز به یک منبع مرتبط است. شاعر از محبوب دعوت میکند تا در کنار او بماند، زیرا این حضور باعث خواهد شد که آبرو و امنیتی برای او فراهم شود. او همچنین به عشق و شور و شوق خود به زلف محبوب اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که از زیبایی خود در آینه بنگرد. در پایان، شاعر تأکید دارد که غیر از محبوب، چیزی در دنیا وجود ندارد و اگر چشمان کسی روشن باشد، میتواند این حقیقت را ببیند.