نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۵۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نیک سیاح جهان گردیده ای

نور چشم عین ما گردیده ای

دیدهٔ اهل نظر دیدی بسی

در نظر ما را چه نور دیده ای

نقد هر کس همچو نقاشان شهر

دیده ای و یک به یک سنجیده ای

خار خوردی همچو بلبل لاجرم

خوش گلی از گلستانش چیده ای

گفتهٔ مستانهٔ رندان شنو

این چنین قولی دگر نشنیده ای

عشقبازی نیک دانی همچو ما

گر چو با این کار ما ورزیده ای

گر چو سید سوختی در آتشش

چون شرر بر جان چرا لرزیده ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف حال و ویژگی‌های یک جهان‌گرد و عارف می‌پردازد. شاعر به این شخص می‌گوید که تو دیده‌های بسیاری را تجربه کرده‌ای و از زیبایی‌ها و غم‌ها بهره‌مند شده‌ای. او در میان درد و رنج‌ها، زیبایی‌هایی نیز یافته و از عواطف عمیق عشق و حالتی مستانه سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر از او می‌خواهد که با وجود تجربیات تلخ و دشواری‌ها، همچنان به جستجوی عشق و زیبایی ادامه دهد.