نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

غیر حق باطلست تا دانی

عقل از این غافل است تا دانی

موج بحریم و عین ما آبست

عالمش ساحلست تا دانی

هر که عالم نشد به علم رسول

به خدا جاهلست تادانی

آنکه دانست این سخن به تمام

بندهٔ کاملست تا دانی

هر تجلی که بر دلت آید

از خدا نازل است تا دانی

هر که غیر از خداست ای درویش

همه بی حاصل است تا دانی

کشتهٔ عشق و زنده ام جاوید

سیدم قاتل است تا دانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان نکات مهمی درباره حقیقت و علم می‌پردازد. او می‌گوید که هر چیزی غیر از حق باطل است و بسیاری از افراد از این حقیقت غافلند. او همچنین بیان می‌کند که انسان‌ها همچون امواج دریا هستند و دانش واقعی باید از علم پیامبران گرفته شود. کسی که به این علم نرسد، در حقیقت جاهل است. شاعر بر اهمیت شناخت خدا تأکید می‌کند و می‌فرماید که هر تجلی و الهامی که به دل می‌رسد از سوی خداست. او با تأکید بر عشق الهی، خود را درگیر این عشق می‌داند و آن را نشانه‌ای از حقیقت ناب می‌داند. در نهایت، شاعر به شناخت خدا و عشق به او به عنوان اصلی‌ترین و باارزش‌ترین اصل زندگی اشاره می‌کند.