نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۷۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در هوای دنیای دون دنی

روز و شب جانی به غصه می کنی

بی خبر از یوسف مصری چرا

در خیال مژده پیراهنی

ریسمان حرص دنیائی مدام

گرد خود چون عنکبوتی می تنی

گر تموز خان میری عاقبت

موم گردی فی المثل گر آهنی

خوش نشینی بر سر تاج شهان

گر به خاک راه خود را افکنی

حی قیومی و فارغ از هلاک

در خرابات فنا گر ساکنی

هر که را بگذار و جام می بنوش

نعمت الله جو اگر یار منی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در دنیای پست و ناپایدار، انسان در روز و شب خود به غصه‌ها می‌پردازد، بی‌خبر از خوشی‌ها و امیدهای زندگی. او در دام حرص دنیا گرفتار شده و مانند عنکبوت، دور خود می‌تند. اگر زندگی به سختی بگذرد، مانند موم نرم می‌شود و از بین می‌رود. حتی اگر در اوج قدرت و ثروت باشی، باید توجه داشته باشی که ممکن است به خاک بیفتی. در مقابل زوال و فنا، با آرامش و آزادگی زندگی کن و از لذت‌های زندگی بهره‌‍مند شو. در نهایت، هر کس باید از زندگی خود لذت ببرد و از لحظه‌ها استفاده کند.