نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

خواه نباتی و خواه حیوانی

هر یکی مظهریست ربانی

می و جامی و عاشق و معشوق

موج و بحر و حباب را مانی

دل خود را به دست زلفش ده

جمع می باش از پریشانی

گفتهٔ عارفان به جان بشنو

چند گفتار این و آن خوانی

گاه در نزد یار خود می جوی

باش با یارکان کرمانی

ای که جویای این و آن گشتی

باش با خود هم این و هم آنی

عارفانه به تخت دل بنشست

سید مسند سلیمانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به زیبایی بیان می‌کند که همه موجودات، خواه گیاهی و خواه حیوانی، تجلی‌ای از وجود الهی هستند. عشق و وصال، همانند موج و دریا، همواره در زندگی جا دارد. دل خود را به دست زلف معشوق بسپر و از پریشانی بیرون بیا. به سخنان عارفان گوش بسپار و به جستجوی یاری بپرداز. در نهایت، انسان باید در کنار خود و با درک عمیق‌تری از وجودش به زندگی ادامه دهد. عارفان همواره بر این نکته تأکید دارند که دریافت‌های معنوی باید در دل نشسته و عمیق شود.