غزل شمارهٔ ۱۴۷۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
حرف جام شراب اگر دانی
نسخهٔ جسم و روح برخوانی
صورتا ساغری و معنی می
ظاهراً این و باطناً آنی
عشق و معشوق و عاشق خویشی
دل و دلدار و جان و جانانی
چون سر زلف او پریشان شو
جمع می باش از پریشانی
در نظر نور دیدهٔ خلقی
گرچه از نور دیده پنهانی
هر چه خواهی ز خود طلب می کن
که توئی هر چه خواهی ار دانی
شادی روی نعمت الله نوش
می وحدت ز جام سبحانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم عشق و ارتباط آن با روح و جسم میپردازد. شاعر اشاره میکند که اگر به عمق سخن شراب توجه کنی، میتوانی به حقیقت عشق و ارتباط عاشق و معشوق پی ببری. او بیان میکند که ظاهراً هر چیز به یک شکل است، ولی باطن آن چیز دیگری است. همچنین بر اهمیت شناخت خود و جستجوی خواستهها در درون خود تأکید میکند، زیرا حقیقتاً همه چیز در وجود خود انسان نهفته است. پایان شعر با اشاره به شادی و وحدت از طریق جام الهی، نشاندهنده لذت و خوشحالی ناشی از نزدیکی با حقیقت و خداوند است.